الشيخ رسول جعفريان

81

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

لا أدهنت فى دينى ، به خدا سوگند من هرگز در كار دينم مداهنه نكردم . « 1 » يك بار شخصى از بنى اسد را براى حد نزد امام آوردند . بنى اسد از امام خواستند تا از اجراى حد صرفنظر كند . آن حضرت فرمود : شما از من چيزى را كه در اختيار من باشد نخواهيد خواست جز آن كه به شما خواهم داد . آنان راضى بيرون آمدند . امام حد را بر آن شخص جارى كرد و فرمود : اين كار از آن خدا بوده و در اختيار من نبود كه آن را به شما دهم . « 2 » امام دربارهء نقش خود در هدايت امت فرمود : اى مردم ! من اندرزهايى را كه پيامبران به امتهايشان دادند بر شما راندم و آنچه را اوصيا به پس از خود رساندند ، رساندم ، شما را با تازيانهء - موعظت - ادب كردم نپذيرفتيد ، و با - سخنانى - كه از نافرمانىتان بازدارد ، خواندم فراهم نگشتيد . شما را به خدا ! آيا امامى جز من را توقع داريد تا با شما راه درست را بپيمايد و شما را به راه راست ارشاد كند ؟ « 3 » و ايضا دربارهء خود مىفرمود : همانا من ميان شما همانند چراغم در تاريكى ؛ آن كه به تاريكى پاى گذارد از آن چراغ روشنى جويد و سود بردارد . « 4 » به هر روى امام ، آن چنان در اجراى دقيق سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اصرار داشت كه حتى مىكوشيد تا تمامى حركات و سكناتش شبيه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد . وقتى به امام اعتراض شد كه چرا در مسجد به مردم غذاى خوب مىدهد اما خود در خانه نان با سبوس مىخورد ، امام با گريه پاسخ داد : به خدا سوگند ، هرگز نديدم در خانهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نان بدون سبوس باشد . « 5 » معناى اين سخن آن بود كه امام مىكوشيد غذايش نيز همان غذايى باشد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داشته است . امام در برابر پيمان‌شكنان [ جنگ جمل ] تنها چند ماه پس از روى كار آمدن امام در سال 36 هجرى ، نخستين جنگ داخلى ميان مسلمانان با تحريك گروهى پيمان‌شكن به رهبرى طلحه ، زبير و عايشه ، در جمادى الثانى همان سال برپا شد . مستمسك پيمان‌شكنان چند مطلب بود . نخست آن كه

--> ( 1 ) . نهج السعادة ، ج 2 ، ص 537 ( 2 ) . ربيع الابرار ، ج 1 ، ص 530 ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 182 ( 4 ) . همان ، خطبهء 187 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 187